ماییم و نوای بی نوایی.............................بسم الله اگر حریف مایی

دکتر علی شریعتی...

نوشته شده توسط :شاهین .
یکشنبه 8 اسفند 1389-06:52 ب.ظ

اگر دیگر نگذاشتند زندگی را ببینم ،

گفته ام که نثرهایم را به چاپخانه بدهند تا چاپ کنند

اما شعرهایم را

که از دستبرد هر چشمی پنهان کرده ام،

بردارند و بی آن که بخوانند ،

همه را ببرند و در شکافته ی کوه ساکت تنهایی ام

صومعه ای هست کوچک و زیبا

و روحانی و مجهول ،

به آن جا بسپارند .

چه در همین صومعه است که من 

از وحشت تنهایی در انبوه دیگران می گریختم 

و به درون آن پناه می بردم.

همین جا بود که شب ها و روزهای سیاه و خفه و دردناک را به نیایش می گذراندم 

در برابر سر در آن که به رنگ دعاست ، 

گرم ترین و پرخلوص تری سروهاهای عاشقانه ام را

خاموش زمزمه می کردم. 

و نغمه ی مناجات من ، 

از چشم های پر اسرار مناره ای باریک و بلند آن

در آستانه ی هر سحرگاه و در دل هر شامگاه 

و در بهت غمگین و اندوهبار هر غروب 

در آن کوهستان خلوت و ساکت و مغرور تنهایی من می پیچید. 

و همواره انعکاس طنین آن در این دره ،

گرداگرد دیوارهای بلند و سنگی و عظیم کوهستان ، می گردد و می پیچد و می خواند.

حتی اگر برای همیشه خاموش شوم،

حتی دیگر نگذارند فردا برگردم ،

و باز آوای محزون تنهایی سنگین و رنج آلود روح تنهایم را

در زیر رواق بلند و زیبای صومعه ام زمزمه کنم ، 

آری 

حتی اگر فردا دیگر نگذاشتند که برگردم ، 

حتی اگر دیگر نتوانستم آواز بخوانم ،

طنین آوای من که از درون صومعه بر می خاست ،

همواره در این کوهستان خواهد پیچید !


                                                            (دکتر علی شریعتی)





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic